تبلیغات
ملس نامه
قالب وبلاگ

ملس نامه
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز / تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی 
نویسندگان
چت باکس


سلام علیکم ورحمة الله!
احوالات دوستانمان چگونه است؟؟ دماغتان همچان تپل مپل مانده یا چون بنده در دوران نقاحت و رژیم بویایی به سر می برید؟! امید که گذر ایام بهتان بچسبد!
چندی است بابا جانمان پس از کلی تکاپو و بدو بدو به افتخار بازنشستگی نائل آمده اند! هرکس شیرینی و نقل ونبات و از این چیز میزها می خواهد تشریف بیاورد منزل! در خدمتیم!
!٬٫¤٪×،*()ـ+
مقداری قبل تر در مملکت ما صدا کردن زن با اسم کوچک گناهی بود عظیم و نابخشودنی! کراهتی داشت بس ناجور. اصلا چه معنی دارد آدم اسم زنش را ببرد؟!؟!
تا اولاد ندارد آدم می گوید: اوهوی ضعیفه!       وقتی هم بچه دار شد اسم بچه اش را صدا می کنند.  مثلا: ابول، فاطی، قنبر، رقی و ...!!!  زن هم می گوید هان؟! ! 
آن وقت آدم حرفش را می زند.  وگرنه زن را به اسم صدا زدن گستاخی محض است!
*****
حاج آقا با کلی یال و کوپال می آید خانه. از دم در دو دفعه سرفه کرده، یک دفعه یاالله گفته وارد حیاط می شود. داد می زند: صـــــــــــــــادق!!
و ریشی می جنباند که یعنی ضعیفه! بیا نان خریده ام برای ناشتا!          صادق طفلک هم صورتش را سفت و سخت با گوشه ی چارقدش می چسبد که مبادا گنجشکی، گربه ای، نامحرمی از ت لای آجرهای دیوار حیاط بی ناموسی کند و یک تار موی ایشان را ببیند خدای نکرده!
*****
چندی پیش تر
باری حاج آقا به خیال تاهل افتاد. به همه ی دوستان و آشناها سپرد اگر باکره ی جمیله ی متموله ای سراغ داشتند خبر دهند.
یک روز بقال سر سوسکی به حاج آقا خبر داد دختر یتیمی در این کوچه هست که پدرش تاجر بوده و هرچند سنش کم است اما.....!    حاج آقا دنبال مطلب را گرفت تا وقتی که دختر 11 ساله را با 500 تومان جهاز به خانه آورد و این دختر همان صادقی است که در دختری اسمش فاطمه بود!!!!!!


[ سه شنبه 12 مهر 1390 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ مهدیه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :