تبلیغات
ملس نامه
قالب وبلاگ

ملس نامه
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز / تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی 
نویسندگان
چت باکس


ملت می گیرند تا لنگ ظهر می خوابند، ما که بیدار میشویم تازه اول خواب بقیه است، تا ساعت یک و  دو بعد از ظهر همه خوابند ، همچین که ما حسابی خسته شدیم و زورهایمان را زدیم و دیگر نا نداریم برای تکان خوردن ،تازه یکی یکی بیدار میشوند.

قسمت جالبش  اینجاست که شب که میشود،به ما می گویند"چه خبره از حالا می خوابی ، تازه ساعت ده و نیم شده! واقعا از حالا می خوای بخوابی!" هرچه میگوییم" ننه ات خوب،بابات خوب ، ما کله صبح بیدار می شیم.نمی تونیم تا بوق سگ بیدار بمونیم" مثل اینکه داریم شوخی می کنیم.به ما می گویند"خوب خلی هستی!"خلاصه چند دقیقه دیگر هم گیج گیج می خوریم و دست آخر می رویم وسط رختخواب ولو می شویم، حالا نصفه شب به کدام بهانه بیدار شویم و مثل مرغی که کشیده شده  به جوجه گردان و هی می چرخد ، هی بچرخیم و خودمان را چپ و راست کنیم خدا داند!

ولی انصافا مگر شب برای خواب نیست، البته چند وقتی بیشتر نیست که از جغد بودن تغییر ماهیت داده ایم و شب ها را می خوابیم ، ولی  در همان احوالات جغدی مان هم لنگ ظهرمان هشت ونیم صبح بود نه یک بعد از ظهر!

من نمی دانم ملت چرا شب و روز را قاطی کرده اند، می ترسم همه چیز را همین طوری قاطی کرده باشند ، مثلا سیاه و سفید را ، یا خوب و بد را ، یا راست و دروغ را، یا حق و باطل را! وای...حرف گنده تر از دهنم زدم!ترکیب آخر را نشنیده بگیرید!

مادربزرگم می گوید قدیم ها حتی در مراسم عزاداری هم زن ها چهارقد سفید می پوشیدند، اصلا سیاه را بد می دانستند،می گفتند شگون ندارد، ملت الان در عروسی هم سیاه می پوشند، این از سیاه و سفیدش که معلوم شد قاطی شده است، پس حساب بقیه ی چیز ها هم روشن است دیگر!

حالا هی بگویند یک ساعت دیگر هم بیدار بمان ، ما ترجیح می دهیم در دیوانگی مان بمانیم و سر شب برویم بخوابیم و روز را بیدار باشیم.دیوانه باشیم بهتر از آن است که قاطی کرده باشیم

 

هذیان های یک برنامه نویس


طبقه بندی: کپی پیستیجات،
[ سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ مهدیه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :